برف
برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
كوهها خاموش
دره ها دلتنگ
چیزی که فکر می کردیم

چیزی که شد

بالاخره ما هم برف دیدیم.ولی اونو نپسندیدم. چون با بارون اومد
ننشسته رفت
به ماه دی، گلستان گفت با برف
که ما را چند حیران میگذاری
بسی باریدهای بر گلشن و راغ
چه خواهد بود گر زین پس نباری
بسی گلبن، کفن پوشید از تو
بسی کردی بخوبان سوگواری
شکستی هر چه را، دیگر نپیوست
زدی هر زخم، گشت آن زخم کاری
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:17 توسط مهدی
|